هوالحکیم
انسان محصول تربیت است و بیش از هر موجود دیگری به تربیت نیاز دارد .از این رو با ارزش ترین امور مربوط به حیات انسانی تربیت است. پس می توان گفت بیش از هر موضوعی دیگر تربیت ارزش تامل و تفکر را دارد. وب لاگ حکمت تربیت این موضوع مهم را مد نظر قرار داده است.
وب لاگ حکمت تربیت را برای این طراحی کردم تا حاصل اندیشه ها و فعالیتهای خودم را در فضای گسترده مجازی و بزرگراه پر رفت و آمد شبکه ارتباطی جهانی منتشر سازم به این امید که علاقمندان از آن استفاده کنند و صاحب نظران در بهبود وغنای آن من را یاری گر باشند. اگرچه مباحث حوزه تعلیم و تربیت بسیار گسترده هستند. اما وب لاگ حکمت تربیت سه موضوع زیر را انتخاب کرده است:
مباحث فلسفه تعلیم و تربیت
مباحث تربیت دینی و اخلاقی
مباحث ارزشیابی تحصیلی و رویکردهای جدید آن
برای پیدا نمودن مقالات مورد نظر خود بهتر است به آرشیو موضوعی مراجعه کنید و موضوع مورد نظر را کلیک کنید به عنوان مثال اگر به دنبال آشنایی با ارزشیابی توصیفی هستید ُروی موضوع ارزشیابی تحصیلی کلیک کنید. امیدوارم این وب لاگ مورد استفاده شما قرار گیرد. در صورتی که میل داشتید می توانید نظرات خود برای من بنویسید. برای این کار لازم است روی نظر دهید کلیک کنید و در منوی باز شده نظر خود را بنویسید. استفاده از مطالب این وب لاگ به شرط ذکر منبع آزاد است.
از درگاه آن پاک بی انباز و یار مدد می جویم
در مطلب سابق از نظام آموزش و ژرورش سوئدبحثی را تقدیم کردم . بخشی از این مقاله در باره نظام ارزشیابی تحصیلی است . که به نظرم رسید برجسته نمایم مناسب خواهد بود زیرا امسال شیوه ارزشیابی کیفی توصیفی جایگزین شیوه کمی شده است .خواندن این مطلب خالی از لطف نخواهد بود .
نمره دادن ممنوع
در دبستان هاي سوئد نمره دادن ممنوع است. مطالعات روانشناسي نشان مي دهد درجه بندي کودکان از طريق نمره دادن، به شخصيت آنها آسيب مي رساند. معلم از راه تماس نزديکي که با شاگردان خود دارد، نقاط قوت و ضعف آنها را مي شناسد. دانش آموزي که در مدرسه نمي تواند مانند ساير شاگردان به راحتي درس بخواند، بي ترديد دچار مشکلاتي است که معلم بايد به بررسي آنها بپردازد. بنابراين به جاي نمره دادن و تشويق کردن بعضي از دانش آموزان و تحقير کردن برخي ديگر، مدرسه بايد به دانش آموزان ضعيف کمک کند. گاهي رابطه ساير دانش آموزان باعث گوشه نشيني و عقب افتادگي يک دانش آموز مي شود. در اين صورت وظيفه مدرسه است که اين مشکل را از راه گفت وگو با دانش آموزان حل کند. گاهي عوارض بازدارنده دانش آموز ناشي از رفتاري است که با او در خانواده صورت مي گيرد. سختگيري والدين در خانه مي تواند باعث افسردگي يا ناآرامي دانش آموز شود. در چنين مواردي مدرسه، اداره اجتماعي را در جريان مي گذارد. وظيفه اداره اجتماعي است که موقعيت خانواده دانش آموز و روابط افراد خانواده را مورد بررسي قرار داده و راه حل هاي مناسب را به کار گيرد.
این مقاله برای من بسیار جالب و جذاب بود . باورش برایم مشکل است که یک نظام اجتماعی به این حد از رشد فرهنگی رسیده باشد. در حالی ما در اندیشه دینی و ارمان فرهنگی خودمان به برخی از عناصر این فرهنگ به شدت تاکید می کنیم . اما در عمل با آن بسیار فاصله داریم .قصد من این نیست که خدای نکرده در خوانندگان بدبینی را نسبت به ملت و کشور خودم را القاء کنم . قصدم درس گرفتن است فلسفه تربیتی یک کشور و فلسفه اجتماعی یک قوم بسیار تعیین کننده است..این گزارش را بخوانید. مانند من سپاسگزار مهندس عبدالحسین نفیسی باشید که آن را برای من ارسال کرده است.
ادامه مطلب
به نام خدا
روز پنجشنبه 12/9/88 به دعوت مديريت آموزش و پرورش منطقه خرمدره به اين شهر سفركردم تا در جمع مديران دبستانها و معلمان پايه اول و دوم اين شهر درباره ارزشيابي توصيفي سخنراني كنم. محفل خوبي بود سه تن از معلمان به نمایندگی از سایرین درباره مشكلات اجرايي طرح صحبت كردند. و گروهي نيز به صورت شفاهي پرسشهاي را مطرح كردند.
در مجموع جلسه دوستانه و صميمانهاي برگزار شد تلاش بر اين بود تا نكات مهم اجرايي روشن و شفاف شود. يكي از نكاتي كه من از مدتها به آن پيبرده بودم باز دراین محفل مشاهده كردم این بود که هنوز کژتابی های ذهنی زيادي در زمينه چگونگي اجرايي ارزشيابي توصيفي به بين معلمان ديده ميشود.و این سوئ تفاهم ها مانع جدی گسترس ارزشیابی توصیفی خواهد بود.
از جمله این کژتابی های ذهنی اين نكته است كه بسیاری از معلمان مجری بر این باروند بايد به دانشآموزان در تمامي آزمونها و فعاليتها در فرایند یادگیری بازخوردی از نوع رتبه بدهند (در حد انتظار، ...). در حالی که مدتها ست این روش در جریان اجرای آزمایشی ارزشیابی توصیفی رد شده است . اين روش در ابتداي اجراي آزمايشي طرح ارزشيابي توصيفي مورد استفاده قرار ميگرفت اما بعدها به سبب مشكلاتي كه اين روش ايجاد ميكرد رد شد و قرار شد که كه در فرآيند يادگيري تنها بازخوردهاي توصيفي( جملات ناظر به قوت ها ، ضعفها و راهکارها) به دانشآموزان ارائه شود و هیچ نمره یا رتبه ای مورد استفاده قرار نگيرد. تنها در گزارش پيشرفت تحصيلي از رتبه استفاده شود. هم اكنون نيز چنين است.
اميدوارم با كمك و همكاري آگاهان و همران و تشکیل جلسات هم اندیشی و تبادل تجربه در شهرستانها و مناطق آموزشی در اين زمينه اين کژتابی های ذهنی برطرف شود.
به نام خدا
روز جمعه 29/8/88 به دعوت انجمن علمي آموزش ابتدايي استان آذربايجان غربي به اروميه سفر كردم. تا در جمع معلمان دبستانهاي اروميه و توابع آن درباره ارزشيابي توصيفي سخنراني نمايم. وقتي در جمع اين عزيزان حاضر شدم از کثرت استقبال معلمان از جلسه بسيار متعجب شدم. روز جمعه اين معلمان بنابر دعوت يك انجمن علمي (غيردولتي) و بدون انگيزه سازماني و رسمي در سالن جمع شده بودند تا درباره ارزشيابي توصيفي اطلاعاتي به دست آورند.
حضور با نشاط این جمعیت قابل توجه معلمان دو نكته مهم را براي من آشكار كرد يا شايد بتوان گفت روشنترنمود. نخست اين كه قدرت تشكّلهاي مردم نهاد نشان داد.اين تشكّلها ميتوانند در جذب و آموزش و اصلاح و بهبود نظام آموزشي بسيار مؤثر باشند و ظرفیتهای اشکار و نهان بسیاری دارند.دوم اين كه گسترش سريع اين شيوه ارزشيابي در سراسر كشور چه عطشی را براي يادگيري در بين معلمان و كارشناسان ايجاد كرده است و متأسفانه كمبود منابع و ضعف آموزشها موجب كژ تابيهاي ذهني بسياري شده است كه بحث از آنها مثنوي هفتاد من كاغذ شود.
اين يادداشت كوتاه را نوشتم تا قدرداني خودم را از تلاش اين همكاران كه انجمن علمي آموزش ابتدايي استان آذربايجان شرقي را هدايت ميكنند. اعلام كرده باشم.اسامي همه آنها را بخاطر ندارم اما سه تن از آنها که در مدت كوتاه بيشتر با آنها بودم عبارتنداز:
- آقاي مهردار
- آقاي رزمآرا
- آقاي رضايي
براي همه آنها آرزوي موفقيت دارم.
به نام خدا
همان گونه که وعده کرده بودم خلاصه مباحث مطرح شده در نشست علمی "بررسی و نقد رویکردهای تربیت اخلاقی در مدرسه"كه در تاريخ 23/8/88 از طرف گروه پژوهشي مباني برنامه ريزي درسي موسسه پژوهشي برنامه درسي و نوآوريهاي آموزشي و با همكاري انجمن فلسفه تعلیم و تربیت ایران وانجمن مطالعات برنامه درسي ايران برگزار گرديد. تقدیم می شود. این خلاصه را اقای طهماسب زاده عضو گروه تهیه نموده اند که از ایشان تشکرر می کنم.
ادامه مطلب
دین گریزی یا تغییر شکل دینداری
اخيراً گزارش تحقيقي را مطالعه نمودم كه همكارمان سركار خانم ماشینی عضو هيات علمي پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش اجرا كرده بودند. عنوان پژوهش"بررسي ابعاد و انواع دينداري در بين دانش آموزان دختر سوم متوسطه شهرتهران و مقايسه آن با نظرات اوليا مدرسه و اهداف آموزش و پرورش" بود
نتايج اين پژوهش و همچنين پژوهشهاي ديگري كه ايشان در پيشينه آورده بودند نشان ميدهد كه بين جوانان و نوجوانان اساساً پديده دينگريزي وجود ندارد. اگر چه اين موضوع در روانشناسي و ادبيات ديني ما مورد تاكيد است كه نوجوانان و جوانان به دین تعلق خاطري دارند اما من شخصاً تصور غلطي از اين پديده داشتم تا قبل از مطالعه اين اثر تصورم اين بود كه ما در كشورمان با پديده دين گريزي مواجه هستم اما هم اکنون تلقی من اين است كه آنچه ديده ميشود تغییر در شكل دينداري و ذائقه دين داري جوانان است نه دين گريزي مگر اينكه تعريف بسته ای از دين ارائه دهيم.
بر اساس نتایج این پژوهش در ابعاد اعتقادي و تجربي دين درصد بالاي از جوانان و نوجوانان ديندار محسوب ميشوند. تنها در ابعاد مناسكي و پيامدي ديدگاهها و نظرات متفاوت بين آنها رواج يافته است. لذا تعبير دين گريزي تعبيري نادقيق براي توصيف اين پديده است.
کژتابیهای ذهنی : چالش پیش روی گسترش ارزرشیابی کیفی توصیفی در دوره دبستانی
دکتر محمد حسنی
عضو هیات علمی موسسه پژوهشی برنامه ریزی درسی و نوآوریهای آموزشی
یک از چالشها ی مهم و اساسی برای توسعه نوآوریها ی آموزشی ، عدم تبیین دقیق و عمیق نوآوریها برای کارگزاران و افرادذینفع می باشد. ارزشیابی کیفی توصیفی یکی از نوآوریهای آموزشی است که در دهه هشتاد هجری شمسی مورد عنایت سیاست گذاران نظام آموزشی و گروه زیادی از مدیران و معلمان دوره دبستانی قرار گرفت. علی رغم استقبال خوب از این رویکرد، مانند هر نوآوری دیگر با چالش کژتابی ذهنی روبرواست که از آغاز از آن در رنج بوده است .به سخن دیگر این رویکرد از آغاز تدوین طرح و اجرای آزمایشی آن گرفتاراین سوء تعبیرها بوده است. این کژتابی ها ها می تواند هر طرح ارزشمندی را از اهداف خود دور سازد. شواهد نشان می دهد که هنوز هم این چالش وجود دارد و حتی می توان گفت که جدی تر هم شده است.
ادامه مطلب
اخیرا مقاله ای با عنوان ذکر شده را مطالعه نمودم که چکیده آن را تقدیم می کنم.کشور کره از جمله کشورهایی است که برنامه درسی ویژه تربیت اخلاقی دارد لذا از این نظ رقابل توجه می باشند.
ادامه مطلب
به نام خدا
بیست و سوم آبانماه در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی نشستی با عنوان بررسی و نقد رویکرد های تربیت اخلاقی در مدرسه بر گزار شد این نشست را گروه پژوهش در مبانی برنامه ریزی درسی موسسه پژوهشی برنامه ریزی درسی برگزار نمود . دراین نشست که اساتید بزرگی حضور داشتند و از مجموعه علاقمندان تعلیم و تربیت مربیان معلمان دانشجویان و کار شناسان زیادی در جلسه حاضر بودند.من به عنوان سخنران دیدگاه خودم را ارائه دادم و سپس اعضای میز گزد به بحث و اظهار نظر پرداختند اعضای میزگرد عبارت بودند از :
دکتر باقری
دکتر شرفی
خانم دکتر علم الهدی
حجه الاسلام علیزاده
امید وارم در آیند خلاصه مباحث نشست را از این وب لاگ تقدیم کنم.
حال می توانید خلاصه سخنرانی من را بخوانید.
ادامه مطلب
هوالعليم
صداي پاي ضحاك در دبستانهاي كشور
در خاطر دارم در جلسه ی، یکی از حاضران، خانمي از پيشكسوتان آموزش و پرورش (كه خدايش بيامرزد) در نهايت درد مندی و نگراني از وضعيت كنكور ومسايل و مشكلات آن تعبير جالبي را بهكار برد و گفت گروهي در جريان آب گل آلود رقابت جوانان براي موفقيت در كنكور سراسري، چونان ضحاك از مغز جوانان ما ارتزاق ميكنند. مراد این بانوی محترم، موسساتی بود که با سوار شدن بر موج استقبال از کنکور با تهیه تولید آزمونها و اجرای آزمونهای شبیه سازی شده مکرر بر این رقابت ها دامن زده و از این نمد کلاهی برای خود دست و پا کرده اند. بدیهی است که تشدید این رقابت ها آثار زیانباری بر روح و جان جوانان دارد که از چشم صاحب نظران بدور نمانده است. لذا می توان گفت تشدید این رقابت تنها به سود این موسسات است و جوانان و نظام آموزشی کمتر فایده ای نصیبشان می گردد و حتی متضرر نیز می گردند.
این مقاله در صدد است تا نشان دهد كه صداي پاي ضحاك در دوره دبستان نيز به گوش ميرسد، اينبار ذهن و فكر كودكان را نشانه رفته است.
ادامه مطلب
در اساس کاهش گرايي روش مکتب فلسفي فيزيکاليسم (Physicalism)است و اين شيوه اي براي تبين پديده هاست که درآن براي تمامي پديده ها بر اساس مفاهيم فيزيکي تبيني ارائه مي شود.مثلاً کيفيتهايي رواني بر اساس مفاهيم فيزيکي و يا عصب شناسي تبين مي شود.(www.plato.stanford.edu)تبينهاي سطوح پايين تر از پديده هاي ذهني اگر به منظور شناخت بهتر آن باشد ، بي ترديد مي تواند شناخت عميق تر ازديده هاي ذهني به دست دهد اما اگر اين تلاش به منظور فرو کاستن ماهيت خود پديده از سطح ذهني به رفتــاري يا زيست شناختي خردمندانه نيست. به عنوان مثال تبينهاي زيست شناختي از يادگيري، روانشناسان را در شناخت دقيق تر يادگيري کمک مي نمايد.رفتار گرايي (Behaviorism) چنين گرايشي در تبين پديده هاي رواني دارد.به زعم طرفدارن اين مکتب مفاهيم و اصطلاحات ذهني يا بايد حذف(Eliminate) شوند و يا واژههاي رفتاري جانشين آنها شود. البته بايد بين سه گونه رفتار گرايي تفاوت قائل شد که عبارتند از: رفتار گرايي روش شناختي (Methodological) و روانشناختي (Psychological) و تحليلي(Analytical).اولي يک نظريه هنجاري در باره رفتار علمي روانشناسي است و دومي برنامه پژوهشي روانشناسي است و سومي نظريه فلسفي در باره معناو معناشناسي(Semantic) اصطلاحات و مفاهيم ذهني است. اينها ريشه در تجربه گرايي ( Empiricism) و پوزيتيويسم منطقي (Positivism Logical) دارند . رفتار گرايي اسکينر (B.F.Skiner) تمامي اين سه گروه رفتار گرايي را با هم ترکيب نموده و تلاش مي کند که نشان دهد مفاهيم ذهني را مي توان به شکل رفتاري بيان و تفسيرکرد. او در کتاب در باره رفتار گرايي (1976) مي گويد هنگامي که مفاهيم و اصطلاحات ذهني را نمي توان حذف کرد بايد آنها را به رفتار ترجمه کرد بر اين اساس اسکينر به رفتار توجه مي کند نه به فرايند هاي ذهني . (همان)
به نام خدا
بررسی مقایسه ای تأثیر شیوه ارزشیابی توصیفی( روش جدید) و کمّی ( روش قدیم ) برکیفیت زندگی مدرسه، اضطراب امتحان و خلاقیت دانش آموزان پایه سوم دبستان شهر مشهد در سال تحصیلی 1388-1387 ». جواد شیر محمدی دانشجوی کارشناسی ارش دانشگاه علامه طباطبایی
این پژوهش تازه ترین پژوهش درباره ارزشیابی توصیفی است. نتایج آن در زمینه کاهش اضطراب امتحان در محیط های آموزششی با ارزشایبی توصیفی راستای نتایج پژوهش های دیگر می باشد. امابرخی نتایج آن برای من قابل پیش بینی نبود. به سخن دیگر نتایج آن در خصوص متغییر کیفیت زندگی آنچنان متناسب با دیدگاه من نیست. زیرا من انتظار داشتم در خصوص کیفیت زندگی مدرسه ای هم تفاوت بین دو گروه معنی دار باشد.اما از آنجا که باید به نتایج هرپژوهشی به دیده احترام نگریست. آن را در این جا برای آگاهی علاقمندان نقل می کنم.
ادامه مطلب
اخلاق به مثابه فراروش
یکی از دانشجویانم که پایان نامه اش را در باره ارزش یابی توصیفی با مشاورت من به انجام می رساند درخصوص نتایج تحقیقش چنین اظهار کرد که :"من آنچه را یافته ام گزارش کرده ام می دانم که نتا یج این گزارش با افکار وعقاید شما آنچنان سازگار نیست ". من به او گفتم که اگر غیر از این می کردید من ناراحت می شدم .چه این که صداقت وشجاعت دربیان نتایج پژوهش جزیی از اخلاق پژوهش است وحتی بالاتر می توان گفت صداقت وشجاعت بخشی از روش شناسی پژوهش به شمار می رود .حتی شاید بتوان گفت که اخلاق به مثابه فرا روش پژوهش باید دیده شود .چرا که اگر قصد پژوهش شناخت حقیقت است نمی توان حقیقت را با غیر حقیقت شناخت .خود روش باید با معیار بالاتری به نام اخلاق محک بخورد. این موضوعی است که امروزه در جامعه علمی کشورمان به شدت از آن غافل هستیم و به سبب همین غفلت وآلودگی فضای پژوهش به بد اخلاقیها، لطمات جدی واساسی میخوریم .امیدوارم که روزی برسد همه پژوهشگران به ویژه پژوهشگران حوزه علوم انسانی به این حقیقت مهم دست یابند که اخلاق فراروش پژوهش است . ا گر اخلاق نباشد روش واصل پژوهش بنیاد معتبری نخواهد داشت. به سخن دیگر اعتبار روش پژوهش از اصول اخلاقی بر می خیزد.
به نام خدا
این سوال در خصوص نظریات ارزش شناسی علامه مطرح است که ایشان دیدگاهی مطلق گرا دارند یا نسبیت گرا؟ گروهی اعتقاد بر این دارند که علامه برمبنای دیدگاهش در کتاب اصول و فلسفه رئالیسم فردی نسبیت گرا در عرصه ارزرشها است و گروهی دیگر بر اساس نظریاتش در المیزان او را مطلق گرا می نامند و برخی نیز آرا او متعارض می بینند. به نظر اینجانب ایشان در دو اثر خود یعنی المیزان و فلسفه رئالیسم دیدگاهی مطلق گرا دارند و می توان تفسیر مطلق گرایانه از نظریه اعتبیاریات ایشان ارائه داد . در این مقاله کوتاه این موضوع موردبحث قرار گرفته شده است.
ادامه مطلب
"تربیت؟" یا "تعلیم و تربیت؟" مساله این است.
سال هاست درادبیات تربیتی کشورمان در خصوص مفهوم پردازی فرایند حساس و کلیدی تربیت تشتت آرا دیده می شود. گروهی اصطلاح مرکب آموزش و پرورش یا تعلیم و تربیت را به کار می برند و گروهی دیگر از واژه تربیت استفاده می کنند. هریک در استفاده از واژه یا اصلاح مورد نظر خود دلایلی راارئه می دهند که طرح انها در اینجا موجب اطاله کلام خواهد شد.
اما به اجمال دیدگاه کسانی که از کاربرد اصطلاح مرکب "آموزش و پرورش" دفاع می کنند این است که هیچ یک از این دو واژه به تنهایی تحمل بار معنایی آنچه در خارج به عنوان تحولات هدفمند بر ابعاد وجودی کودکان و نوجوانان رخ می دهد نیست لذا این دو واژه را باهم و به صورت مکمل همدیگر به کار می برند.
در مطالعات نظری مربوط به سند ملی آموزش و پرورش گروه تهیه کننده فلسفه تربیت دیدگاه مخالف دیدگاه اخیر را دارند . به اعتقاد این گروه اصطلاح تربیت تحمل بار معنایی جریان را دارد و همه فرایندهای دیگر، زیر مجموعه آن به شمار می روند. این گروه دلایل خودرا چنین بیان کرده اند:
ادامه مطلب
مدرسه بد از زبان یک دانش آموز تصویر شده است به نظرم نقطه مقابل آن چیزی است که در طرح ارزشیابی توصیفی تصویر می شود. این مطلب از یکی از کتابهای اقای دکتر به پژوه استاد دانشگاه تهران نقل شده است.
من درمدرسه هیچ وقت خوشحال نیستم .معلم ها وشاگردها مرا مسخره می کنند .دراین مدرسه فقط هرکس را که نمره بیست بگیرد خوب می دانند .سرصف اسم او را می گویند کارت آفرین به اومی دهند واورا تشویق می کنند .اما من هیچ وقت نمی توانم نمره بیست بگیرم . هر کاری می کنم باز نمی توانم .مادرم بلد نیست بامن درس بخواند .پدرم شب ها دیر به خانه می آید وهمیشه خسته است. وقتی معلم مرا پای تخته می برد نمی توانم مساله حل کنم .می ترسم .زبانم می گیرد وخطم بد می شود .معلم سرم داد می کشد .بچه ها به من می خندند ومرا مسخره می کنند ومی گویند :خانم این از بس درس خوانده هول می شود . بچه ها همیشه مرا اذیت می کنند آنان از خود راضی هستند .وقتی بچه ها به من می خندند من ناراحت می شوم ودلم می خواهد بمیرم .من بلدم کتاب فارسی راخوب بخوانم می توانم گل لاله بکشم .من بلدم با مقوا یک کاردستی درست کنم .بلدم بادبادک درست کنم من می توانم زنگ ورزش خوب بدوم اما هیچ وقت معلم به من نمی گوید :آفرین ویا کارت آفرین به من نمی دهد .چون من بلد نیستم مساله حساب حل کنم .مادرم هم بلد نیست .پدرم هم بلد نیست .من مدرسه ام را هیچ دو ست ندارم .مدرسه ای که بچه ها رابا هم بد کندمدرسه ای که به بچه ها بخندد یک نفر راهمیشه سر صف ببرند این مدرسه خیلی بدبد بد ...است.
مدرسه شما چگونه مدرسه ای است .
مرگ حق است و آدمی تخمه مرگ است . فرشته مرگ به سراغ دوست قدیمی من ( مهدی آذر یزدی) نیز آمد. او به سرای باقی پرواز کرد.هیچگاه تا آخر عمرم لحظات شادی را که با کتاب های اذر یزدی گذراندم فراموش نمی کنم. چه لحظات دل چسب و شیرینی را با دوست دوران کودکی و نوجوانی ام گذراندم . همیشه از او به نیکی یاد کردم و می کنم و خواهم کرد. او در زمره معلمان من قرار دارد . از معلمان تاثیر گذار بر زندگی ام. برای او طلب غفران الهی دارم . خداوند او را با صالحان محشور نماید. انشاء اله
پیشتر برای دوستان خوانند تعدادی از تعاریف تربیت که از سوی صاحب نظران ارائه شده بود تقدیم نمودم. که مورد توجه واقع شده بود.
در این جا تعریف جدیدی را ارائه می دهم که توسط کار گروه فلسفه تربیت در جمهوری اسلامی ایران بیان شده است. این کار گروه گروه در چهار چوب مطالعات نظری سند ملی آموزش و پرورش اقدام به تدوین فلسفه تربیت در جمهوری اسلامی ایران نموده است. امید این تعریف مورد توجه خوانندگان قررار گیرد.
ادامه مطلب
"هوالعليم"
عدالت يكي از ارزشهاي اساسي است كه همه جوامع بشري به نوعي به دنبال دستيابي به آن بوده و هستند. اين ازرش اساسي كه استواري جوامع و حكومت ها بر آن است، امري ذوابعاد و ذومراتب است ذوابعاد بودن آن به دليل حيثيتهاي وجودي آدمي است، زيرا در جنبه فردي و در جنبه اجتماعي هر دو، مفهوم عدالت مصداق پيدا ميكند. در جنبه اجتماعي عدالت حوزه هاي وسيعي چون عدالت حقوقي، عدالت فرهنگي، عدالت اقتصادي و عدالت آموزشي را شامل مي گردد.
در عصر حاضر و به سبب اهميت يافتن تربيت نسل نوخاسته در توسعه، تعالي و تداوم حيات جوامع، تربيت به ويژه نوع رسمي و عمومي آن اعتبار فراوان يافته است. از اين منظر عدالت آموزشي نيز مورد توجه زياد قرار گرفته است. اسناد حقوقي بينالمللي مانند اعلاميه حقوق بشر و اسناد داخلي مانند قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران آن (اصل بيستم و اصل سي ام) بر اين جنبه از عدالت توجه داشته است.
عدالت آموزشي به نوبه خود مفهومي پيچيده و ذومراتب است. به اين معني كه در هر سطح و مرتبه اي معنايي ويژه اي پيدا مي نمايد. بر طبق برخي اسناد يونسكو عدالت آموزشي داراي مراتب زير است:
- وجود داشتن تربيت يا آموزش و پرورش Avalabilty
- در دسترس بودن آموزش و پرورش Accessability
- قابل قبول بودن آموزش و پرورش Aceptability
- قابل انطباق بودن آموزش و پرورش Adaptability
با دقت كمي مي توان مرتبه پنجمي را نيز براي عدالت درنظر گرفت و آن مرتبه اعتدال (Moderation) است اعتدال به اين معني كه در برنامه ها و عمل تربيتي به صورت متوازن و هماهنگ به ابعاد وجودي انسان توجه گردد.
از مراتب عدالت كه در بالا مذكور اسناد مرتبه دوم يعني در دسترس بودن و مرتبه چهارم يعني قابل انطباق بودن پيچيدگي مفهومي و اجرايي خاصي دارد.[1] در دسترس بودن معادل (Equity) يا همان برابري فرصت دسترسي به تربيت است. بر اساس اين مرتبه از عدالت گروههاي مختلف قومي فرهنگي، اجتماعي، زباني، ديني و جنسي بايد به يكسان به تربيت دسترسي داشته باشند.
مؤلفه جنسيت يا عدالت جنسي از مسايل مهم و چالشهاي مهم نظامهاي آموزشي جهان است. يونسكو در برنامه آموزش براي همه (EFA) و در سند چارچوب عمل داكار (2000) برابري جنسي و جنسيتي از اهداف مهم برنامه آموزش براي همه بر شمرده شده است. اين سطح از عدالت نيز در منابع حقوقي داخلي نيز مطمح نظر بوده است (ظهره وند 1385).
اما در سطح قابل انطباق بودن به معني انطباق تربيت يا آموزش با نيازها و ويژگيهاي فردي و گروهي، به عدالت آموزشي به لحاظ مفهومي پيچيدگي بيشتري مي يابد. از محورهاي مهم اين انطباق، انطباق با ويژگيهاي جنسي و جنسيتي است. ملاحظه تفاوت هاي جنسي و جنسيتي در ترتيبات و فرايندهاي تربيتي جدا از مسايل اجرايي آن به لحاظ مفهومي داراي ابهام بوده و محل نزاع ديدگاه هاي مختلف فلسفي و سياسي است: اين پرسش مهمي است كه اگر در سطح قابل انطباق بودن مي بايست تفاوت هاي جنسي و جنسيتي در برنامه هاي تربيتي مورد ملاحظه قرار گيرد و برنامه اي تربيتي حساس به جنس جنسيت باشد. چگونه و در چه سطحي بايد اين ملاحظه صورت گيرد؟ يكي از شاخص ترين عناصر نظام آموزشي "برنامه درسي" آن است. به ويژه درنظامهاي متمركز اين عنصر ارزش والايي دارد. لذا برنامه درسي، با اين اهميت، در چه سطح و چگونه بايد جنسيت و تفاوت هاي جنسي را مورد ملاحظه قرار دهد؟ آيا ملاحظاتي كه تاكنون مورد نظر بوده است كافي نيست؟ ملاحظاتي مانند: جداسازي مدارس دو جنس، جداسازي معلمان دو جنس، در سطح راهنمايي و دبيرستان، وجود برخي رشته هاي متفاوت در حوزه هاي فني و حرفه اي مانند اختصاصي رشته كودكياري به دختران، وجود كتاب هاي متفاوت مانند حرفه و فن (در سالهاي قبل) توجه به مسايل جنسي و جنسيتي در محتواي كتاب هاي درسي مانند ادبيات، علوم اجتماعي، ديني ، نشان از توجه به برنامه هاي درسي به ويژگيهاي جنسي و جنسيتي است. اما با اينحال پرسش باقي است كه در حوزه آموزش و پرورش (تربيت رسمي و عمومي) چه سطحي از ملاحظه تفاوتهاي جنسي بايد مورد نظر قرار گيرد و چگونه اين ملاحظات عمل و اجرايي گردد.
اين در حقيقت مسأله اي بود كه مقام عالي وزارت در آغاز انتصاب خود در سال 1386 مطرح نمودند و بنابر در خواست دفتر وزارتي، مؤسسه پژوهشي مأمور رسيدگي و بررسي حول محور رابطه جنسيت با برنامه هاي درسي آموزش و پرورش شد.
مؤسسه پژوهشي در اولين اقدام در آغاز سال 1378 اقدام به برگزاري دو نشست نيم روزه تحت عنوان "جنسيت و آموزش و پرورش " نمود. در اين نشست ها تلاش شد مسأله مذكور از زواياي مختلف با حضور نمايندگان جريانهاي مختلف مورد بررسي و مداقه قرار گيرد.
اعضاي حاضر در اين دو نشست عبارت بودند از :
- جناب آقاي دكتر علي احمدي وزير محترم آموزش و پرورش
- جناب آقاي حجه الاسلام زيبايي نژاد عضو هيأت عملي مركز مطالعات زنان حوزه علميه قم
- جناب آقاي حجه الاسلام صادق زاده عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس و رئيس كميته مطالعات نظري سند ملّي آموزش و پرورش
- سركار خانم دكتر زهره خسروي عضو هيأت علمي دانشگاه الزهرا
- سركار خانم علاسوند عضو هيأت علمي مركز مطالعات زنان حوزه علميه قم
- سركار خانم دكتر علم الهدي عضو هيأت علمي دانشگاه شهيد بهشتي و رياست محترم مؤسسه پژوهشي برنامه ريزي درسي و نو آوريهاي آموزشي
- دكتر محمد حسني عضو هيأت علمي و معاون مؤسسه پژوهشي برنامه ريزي درسي به عنوان مدير نشست
در روز نخست نشست (22/2/87) جناب آقاي حجه الاسلام زيبايي نژاد سخنران كليدي نشست بودند. بعداز سخنراني ايشان اعضاي شركت كننده درنشست به نقد و بررسي ديدگاه ايشان پرداختند.
روز دوّم نشست (29/2/87) بدون وجود سخنران كليدي و در غياب دو تن از اعضاي شركت كننده (سركار خانم علاسوند و سركار خانم دكتر خسروي) نشست به صورت ميزگرد برگزار گرديد. گزارشي كه محضر شما تقديم مي گردد خلاصه گفتگوهاي صورت گرفته در اين دو نشست مي باشد كه اميد است مورد استفاده محققان و علاقمندان قرار گيرد.
-[1] اگر چه سطح پنجم پيشنهادي نگارنده يعني تعادل هم داراي هم ويژگي ها است.

